امشب با باران ديدهگانم غسل عشق كردم
و بر سر روي روح دستي كشيدم تا او را نيز به تو هديه كنم
ميدانم تو را لايق نيست اما چه كنم؟
من فقير را جز اين دو متاعي نيست
قلبم را كه پيش از اين نثارت كردم
امروز نيز روحم را برايت هديه مي فرستم
لا اقل نگذار در كادو بماند به دستان تو اميد وار است
+
نوشته شده در ساعت توسط وحیده
|
