صدای سکوت
دلخوش عشق شمانیستم ای اهل زمین به خدا که معشوقه من آن بالاییست
...امدی
امدی وقتی که دل بر روی زانو مرده بود افتاب از انجماد یادمان افسرده بود امدی وقتی که روی پله های انتظار پیچک سبز نگاه عاشقم پژمرده بود
افتاب از انجماد یادمان افسرده بود
امدی وقتی که روی پله های انتظار
پیچک سبز نگاه عاشقم پژمرده بود
+ نوشته شده در ساعت توسط وحیده |
كاش بودي تادلم تنها نبودتا اسير غصه فردا نبودكاش بودي تا براي قلب منزندگي اينگونه بي معنا نبودكاش بودي تا لبان سرد منقصه گوي غصه غمها نبودكاش بودي تا نگاه خسته امبي خبر از موج واز دريا نبودكاش بودي تا زمستان دلماينچنين پرسوز وپرسرما نبودكاش بودي تا فقط باور كنيبعد تو اين زندگي زيبا نبود
صفحه نخست پست الکترونیک
حرف های یک دل غریب اشنا شب نیلوفری به عشق تو زنده بودم اخ دلم نشکنی ها معشوقه ی بی خبر اولین قطره ی اشک به رنگ گل سرخ عشق نا معلوم دست نوشته های یک دختر غریب عاشق سکوت دل دقایق سوخته اکواریوم فریاد بی صدا دنیای دلتنگی sissis دوست داشتن برازنده ایرانی غم نامه ی من عشقم گل سرخ گریه یا خنده dont forget me گلپسر مددکاران جوان
RSS