تقدیرببین به ما چه ها کرد
سوزانده و کشته و فنا کرد
ای قبله ی عشق و ارزویم
بگذار که نکته ای بگویم
اکنون که جدا ااز تو غریبم
اکنون که ز عشق بی نصیبم
سوگند به خالق محبت
سوگند به پاکی و صداقت
سوگند به تار تار مویت
سوگند به عشق و ارزویت
شوری که نهفته در دلم بود
در راه محبت تو کم بود
+
نوشته شده در ساعت توسط وحیده
|
